آترین عزیزمونآترین عزیزمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

... پرنسس ما

حرف دل مامان خاطره . . .

نی نی نانازم!! از حالا بگم که نگی نگفتی این دنیایی که میایی توش جای خیلی عجیبیه, باید قوی باشی و به هیچ کس بجز خدا امیدوار نباشی . بهترین دوستت خداست. شک نکن من و بابایی هم تمام سعیمون رو میکنیم که برات دوستای خوبی باشیم راستش من هنوز گیجم. اصلا نمیدونم توی این شرایط پیش اومده باید چکار کنم؟! اما ته ته دلم امیدوارم .  به خدای مهربون که همیشه کنار من و بابابهنام بوده میدونی من و بابایی تا حالا عزیزترین کسای هم بودیم ولی با جون گرفتن تو عزیزترین کسمون تو هستی بعد خومون. مطمئن باش برای خوشبختی تو هر کاری که از دستمون بر بیاد انجام میدیم و همه سختی ها برامون لذت بخش میشه فقط الان بیشتر از هر وقت دیگه ای به حمایت خدا احتیاج داریم . الب...
25 بهمن 1391

اولین سخن . . .

سلام نی نی قشنگم !! امروز شنبه 91/11/14 و تو وارد هفته ی هشتم زندگی ات شدی عزیزم از صبح یه حس عجیب دارم؛ هم خوشحالم و هم ناراحت . خوشحال از داشتن فرشته ای مثل تو و اینکه خدا من رو لایق تجربه ی مادری کرده و ناراحت از اینکه یکدفعه شرایط من و بابایی تغییر کرده و خیلی سخت شده و من نمیتونم اونطور که میخوام باشم. نی نی جونم بابایی خیلی خوشحاله اما اونم به اندازه ی من(حتی حس میکنم بیشتر از من!!) نگرانه؛ نگران من و تو . باباییت بیشتر از قبل به من توجه میکنه و اینم بخاطر وجود توه عزیزم. بابا بهنام همیشه بهترینه  این روزا تو شرکت خیلی کار ریخته سرم آخه آقای بازدار هم رفته و من دست تنهام. هیچ کس جز خانم هدایتی و آقای عامری نمیدونن من دارم ماما...
14 بهمن 1391

دادن خبر خوش و اولین سفر . . .

نی نی نانازم ما آخر هفته خونه ی عمه شبنم و عمو ابی دعوت شدیم . عمه جون اصرار داره که ما از 5 شنبه شب بریم خونشون اما راستش از وقتی شما اومدی من شبا یکم سخت میخوابم همش باید برم دشستشویی و هر لباسیم نمیتونم بپوشم. کلا برای جایی موندن راحت نیستم خب راستش چون اولین باره که میخوام برم خونشون سخته که با این شرایط شب بمونم با گرفتن جواب اولین سونوگرافی من خیالم از شما یکم راحت شده و البته دعوت این هفته هم سبب خیر شد تا خبر اومدن شما رو به همه بدیم از اونجایی که من روم نمیشد و یکم موذب بودم بابا بهنام با کمال میل قبول کرد که به مامان مهین بگه. مامان مهین خیلی خیلی خوشحال شد و کلی قربون صدقه ی شما رفت عسلم البته زحمت خبر دادن به بقیه رو مام...
7 بهمن 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ... پرنسس ما می باشد